سالگرد ایران جمعیت زندگی شهرسازی

سالگرد: ایران جمعیت زندگی شهرسازی سیستان و بلوچستان اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار اجتماعی ستایش، آتنا، ندا … فرزند بعدی کیست؟

ستایش را تنها فرستاده بودند از مغازه بستنی بخرد، آتنا را تنها فرستاده بودند به مغازه کسی آب بخورد،‌ ندا را تنها فرستاده بودند سر کوچه که نان بخرد و تنها ۹ ماه ب

ستایش، آتنا، ندا ... فرزند بعدی کیست؟

ستایش، آتنا، ندا … فرزند بعدی کیست؟

عبارات مهم : احساس

ستایش را تنها فرستاده بودند از مغازه بستنی بخرد، آتنا را تنها فرستاده بودند به مغازه کسی آب بخورد، ندا را تنها فرستاده بودند سر کوچه که نان بخرد و تنها ۹ ماه بعد از ماجرای فاجعه بار آتنا، این بار جهت یک جسد آزاردیده دیگر اشک می ریزیم.

«امیرحسین»، قاتل نوجوان ستایش ۶ ساله، نفهمید چه شد که ناگهان دید به این دختربچه افغان تجاوز کرده، او را کشته و جسدش را در اسید سوزانده هست. اسماعیل رنگرز، متجاوز و قاتل آتنای هفت ساله هم زن و فرزند داشت ولی هنگامی که چشمش به دختربچه افتاد، نتوانست خودش را کنترل کند. و حالا قاتل ۴۱ ساله ندا هم که یکی دو روز بعد از جنایتش بازداشت شده، می گوید زن دارد و سه فرزند خردسال و نتوانسته خودش را کنترل کند.

درست مثل آتنا و ستایش که تنها گیرشان انداخته بودند، به تنشان تعرض کرده بودند و بعد خفه ارزش کرده بودند، ندا هم تنها به منزل کشیده شده، به او تعرض شده است و سپس به قتل رسیده هست. جسد ستایش به فاصله کمی از وقت قتل و با اعتراف امیرحسین، کشف شد. آتنا را کمی دیرتر پیدا کردند چون قاتلش جسد کودک را در یک بشکه مخفی کرده بود ولی ندا را هم به سرعت پیدا کردند چون قاتلش جسد را در کیسه دو تا خیابان پایین تر از محل زندگی خودش رها کرده بود.

ستایش، آتنا، ندا … فرزند بعدی کیست؟

قاتل ستایش اعدام شد. قاتل آتنا هم در همان محل جنایت اعدام شد و خانواده اش محله را ترک کردند. احتمالا حکم مشابهی جهت قاتل ندا هم صادر خواهد شد و خانواده اش محله را که یکی از فقیرترین مناطق مشهد هست، ترک خواهند کرد ولی هیچ کدام اینها شهرها را جهت فرزند ها امن تر نمی کند. همان طور که اعدام محمد بیجه جلوی آزار و قتل فرزند های زیاد را نگرفت، اعدام امیرحسین قاتل ستایش هم جلوی آزار و اذیت و قتل های زیاد را نگرفت و مورد اخیر نشان می دهد که اعدام قاتل آتنا هم ظاهرا نتوانسته جلوی آزار و اذیت و قتل یک کودک خردسال دیگر را بگیرد.

بحث بر سر درست و غلط بودن اعدام این افراد نیست. این یک مجازات قانونی است و مبانی و دلایل خود را دارد. ولی مجازات، تمام ماجرا نیست. شرح اعترافات قاتلان همه این پرونده ها را با یک جست وجوی راحت می شود به دست آورد. چه کسی توانش را دارد که به دقایق آخر زندگی این فرزند ها فکر کند؟ به ترسشان، به دردی که تحمل کرده اند، به التماس هایشان.

ستایش را تنها فرستاده بودند از مغازه بستنی بخرد، آتنا را تنها فرستاده بودند به مغازه کسی آب بخورد،‌ ندا را تنها فرستاده بودند سر کوچه که نان بخرد و تنها ۹ ماه ب

می توانید تصویر کنید که کودکان دیگری قرار است قربانی شوند؟ و می توانید تصور کنید که شاید بتوانیم جلوی بعضی از این فاجعه ها را بگیریم؟

اولین راه پیشگیری این است: هرگز کودکتان را از جلوی چشمتان دور نکنید. پدر آتنا در مورد روز گم شدن دخترش گفته بود: «آتنا رفت آب بخورد، رفته بود به مغازه مردی که ما او را می شناختیم و به او اعتماد داشتیم.» ندا هم رفته بود نان بخرد؛ «همین سر کوچه، دو قدم آن طرف تر از خانه» و نتیجه چه شد؟

در هر سه مورد یعنی ستایش، آتنا و ندا می بینیم که جنایت به وسیله افرادی اتفاق افتاده که کودک و خانواده اش را می آشنا اند. مجرمان معمولا کسانی هستند که فرزند ها به آنها اعتماد دارند. بسیاری از آنها صبور هستند و قربانیان یا خانواده ها را با احتیاط گزینش می کنند. وقت زیادی صرف ظاهرسازی جهت والدین و کودکان می کنند. آنها اغلب می خواهند رابطه با کودک را ادامه دهند و مخفی نگه دارند.

ستایش، آتنا، ندا … فرزند بعدی کیست؟

مسلما ما نمی توانیم تمام کسانی که با نگاه کردن به فرزند ها جنبش می شوند را شناسایی کنیم ولی حتما می توانیم زیاد و باز هم زیاد مراقب فرزند ها باشیم. به فرزند ها نشان بدهید که به آنها توجه می کنید، آنها را می بینید و دوستشان دارید. فرزند ها را رها نکنید، نه سریعتر و نه دیرتر از کلاس و تمرین، نه در کوچه و پارک و خیابان بدون نظارت بزرگ تر، نه در مهمانی و نه در هیچ جای دیگری که ذهنتان به آن می رسد. به فرزند ها نشان بدهید که با علاقه مراقب آنها هستید. کودکانی که توجه کمتری از والدینشان دریافت می کنند معمولا راحت تر به دوستی غریبه ها تصویر العمل نشان می دهند و زیاد ممکن است که راز متعرضان را حفظ کنند یا از والدینشان خجالت بکشند و در مورد اتفاقاتی که برایشان افتاده هست، سکوت کنند.

علاوه بر این، هنگامی که مدام حواستان به فرزند ها هست، متعرضان احساس امنیت کمتری می کنند و کمتر احتمال دارد که کودک شما را به عنوان طعمه ای مناسب در نظر بگیرند.

ستایش را تنها فرستاده بودند از مغازه بستنی بخرد، آتنا را تنها فرستاده بودند به مغازه کسی آب بخورد،‌ ندا را تنها فرستاده بودند سر کوچه که نان بخرد و تنها ۹ ماه ب

با فرزند ها صادق باشید. والدین بیش و پیش از هر کسی دلواپس سلامت و امنیت فرزند ها هستند. به فرزند ها تاکید کنید که شما تنها کسی هستید که در هر شرایطی کودکتان را دوست دارید و از او محافظت می کنید. امنیت فرزند ها برعهده پدر و مادر هست. مراقب اطرافتان و آدم هایی که اطراف فرزند ها هستند باشید. اگر کودکتان را به مهد یا کلاس آموزشی می برید، قبلا حتما در مورد سابقه مهد و مربیان تحقیق کنید، از فرزند ها در مورد احساسشان در مورد مربیان و معلمانشان بپرسید لیکن قبول کردن مطلق تجربه های دیگران هم کافی نیست. آسیبی که می تواند به فرزند ها وارد شود جبران ناپذیر هست. اگر احساس می کنید فرزند ها حس بدی نسبت به مراقبانشان دارند، این را یک نشانه بد در نظر بگیرید و مساله را به صورت جدی دنبال کنید.

به حس خودتان اعتماد کنید. اگر حسی به شما می گوید که بهتر است کودکتان را تنها رها نکنید، اجازه ندهید کودکتان از شما جدا شود، شب را جایی به غیر از جایی که شما احساس راحتی می کنید بماند یا به منزل کسی برود که شما احساس خوبی نسبت به آن ندارید.

ستایش، آتنا، ندا … فرزند بعدی کیست؟

اگر نسبت به واکنش‌ها کسی دلواپس هستید، عنوان را نادیده نگیرید. با فرزند ها در مورد خطرهایی که می تواند آنها را ترساندن کند صادقانه صحبت کنید. به فرزند ها توضیح بدهید که شما دلواپس سلامت و امنیت آنها هستید و در مورد بعضی آدم ها نگرانید. واقعیت این است که فرزند ها راه های زیادی جهت مقاومت در برابر کودک آزارها ندارند. این جمله را به یاد داشته باشید.

به حرف های فرزند ها گوش دهید. به آنها توجه کنید. داستان های فرزند ها را جدی بگیرید. به احساس خطر و ناراحتی فرزند ها اعتماد کنید. به جای اینکه فرزند ها را مجبور کنید به همه بزرگ ترها احترام بگذارند و در برابر آنها مودب باشند، هنگامی که می شنوید که فرزند ها نسبت به کسی حس بدی دارند، کنکاش کنید. از فرزند ها بپرسید چه چیزی باعث می شود که نسبت به آن بزرگسال حس بدی داشته باشند. اینکه جهت کلاسی هزینه پرداخت کرده اید یا قرار است در منزل کسی حاضر شوید که با او رودربایستی دارید، بهانه خوبی جهت به خطر انداختن امنیت کودکان نیست. به فرزند ها نگویید که باید از حرف شما اطاعت کنند. اجازه دهید فرزند ها بپذیرند که نظر و احساسشان جهت شما مهم است و شما آنها را نادیده نمی گیرید.

با بزرگسالانی که اطراف خودتان و فرزند ها هستند در مورد آگاهی از خطر کودک آزاران حرف بزنید. این کار هم به حفاظت از فرزند های دیگر کمک می کند و هم متعرضان احتمالی را دور می کند. همین که دیگران بدانند شما در مورد خطر، آگاه و هوشیار هستید می تواند درصدی از خطر احتمالی را کم کردن دهد.

کودک آزاران به دنبال کودکانی هستند که بتوانند آنها را کنترل کنند. فرزند ها نمی توانند به صورت فیزیکی در برابر آدم بزرگ ها مقاومت کنند ولی می توانیم فرزند ها را آموزش دهیم. می توانید به فرزند ها یاد بدهید که چه موقعیت هایی پرخطر است و از چه افرادی باید دوری کنند. می توانید فرزند ها را قانع کنید که رازی بین فرزند ها و پدر و مادرهایشان وجود ندارد و باید هر چیزی که بین فرزند ها و بزرگ ترهای دیگر رخ می دهد را به اطلاع پدر و مادرهایشان برسانند. به فرزند ها یاد بدهید که در چه موقعیت هایی باید احساس خطر کنند. هیچ توجیهی جهت تنها ماندن یک کودک و یک بزرگسال در یک اتاق دربسته وجود ندارد.

هیچ توجیهی جهت دست زدن یک بزرگسال به بدن کودک، بدون نظارت والدین وجود ندارد. هیچ توجیهی جهت در آغوش گرفتن فرزند ها به وسیله غریبه ها وجود ندارد. به فرزند ها یاد بدهید که هنگامی که از چیزی ناراحت هستند جیغ بزنند. به فرزند ها یاد بدهید که اندام های شخصی آنها مال خودشان است و کسی نباید به آنها دست بزند. کودک آزاران اغلب تلاش می کنند اعضای شخصی را با بازی یا ساختن نام های مستعارِ بامزه، مایه تفریح کنند. کودکی که درمورد بدنش آگاهی دارد، زیاد از کودکی که کاملا نسبت به امنیت بدن خودش ناآگاه است احساس خطر می کند و این احساس خطر می تواند او را از خطری که واقعی هست، نجات دهد.

بسیاری از کودک آزاران در اعتراف هایشان می گویند که چگونه کودکان تنها و خجالتی را نشانه قرار می دادند که راحت تر کنترل و ترسانده می شوند. کودکان با اعتماد به نفس، راحت تر در مورد اتفاقاتی که برایشان افتاده است حرف می زنند و زیاد ممکن است که «نه» بگویند و زیاد ممکن است که متوجه شوند که چه کاری سوءاستفاده است و باید در برابر آن از خودشان محافظت کنند.

هیچ تضمینی وجود ندارد. کودکان با اعتماد به نفس و آگاه هم در خطر سوءاستفاده قرار دارند. حتی مهربان ترین و مراقب ترین والدین هم نمی توانند امنیت کودکشان را به صورت مطلق تضمین کنند ولی این مساله نباید مانع از تلاش زیاد شود. باید تا جایی که می توانیم از فرزند ها مواظبت کنیم، نسبت به نشانه ها آگاه باشیم و ارتباط باز و مثبتی با کودکانمان داشته باشیم.

طبق آمارهای جهانی در مورد کودک آزاری، از هر پنج دختر، یکی و از هر ۱۳ پسر، یکی پیش از هجده سالگی مورد آزار جنسی قرار می گیرد. خطر بزرگ تر این است که این واقعیت را نادیده بگیریم

واژه های کلیدی: احساس | اعدام | امنیت | فرزند | اعتماد | کودکان | قاتل ستایش | اعتماد به نفس

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs